نمونه هایی از اثر ها و نظر هاي مرحوم دکتر مهرداد بهار
"استادروانشاد، دکترمهردادبهار " واژهنامهای ازکتاب"زادسپرم" فراهم ساخت
وقرايتهای تازهای نسبت به پژوهشهای پیشین عرضه داشت"( زاد سپرم نام
مولف این کتاب است که در اواخر سده سوم هجری، هیربد نیمروز بوده است.
او پسر کهتر «جم شاپوران» رد پارس و کرمان بوده و نسب او را به
آذرباد مهرسپندان، موبدان موبد معاصر شاپور دوم ساسانی دانستهاند.
از برادر مهتر زات اسپرم که «منوچهر» نام داشته و به سنت طبقاتی و
انحصاری موبدان بر بجای پدر، نشسته بوده است نیز کتابهایی بازمانده
است که یکی از آنها به نام «نامههای منوچهر»، در بردارنده مباحثههایی با
زادسپرم است.از نام کتاب چنین بر میآید که گویا این کتاب چکیده شده و
خلاصهای از کتابی بزرگ تر بوده که امروز از بین رفته است.از گزیدههای
زادسپرم سه نسخه خطی برجای مانده است که کاملترین آن در کتابخانه
سلطنتی کپنهاگ نگهداری میشود. این کتاب را نخستین بار ای. وِسـت،
در سال 1879 به انگلیسی ترجمه و در مجموعه «متون مقدس شرق»
منتشر کرد:
West, E. W., Sacred Books of the East, volume 5, Oxford University Press, 1879.
پس از او دانشمندان دیگری هم چون: ماریان موله Mole، زِنِـر Zaehner،
والتر بیلی Bailey و دستور کانگا Kanga، ترجمههای دیگری از آن را تهیه
کردند. اما مهم ترین ترجمه زادسپرم همراه با افزودههای فراوان از آن
بهرام گور اَنْـکْـلِـسـاریـا است که متنی دقیق و انتقادی از این کتاب را در سال
1964 در بمبيی منتشر کرد:
)Anklesaria , B. T., Vichitakiha I Zat- Sparam,
بهار، مهرداد، واژهنامه گزیدههای زادسپرم، بنیاد فرهنگ ایران، 1351.
او همچنین ترجمه بخشهایی از زادسپرم را نیز در کتابهای زیر منتشر کرد:
اساطیر ایران، بنیاد فرهنگ ایران، 1352؛
پژوهشی در اساطیر ایران، جلد نخست، 1362.
(1)
خسته مشو ای خرد/تن در مده ای عشق/بیا گرد آییم/و او را دریابیم/که پنهان
از نظرهاست/که خموش است و سخن می گوید/دو گوهر کز آغاز بوده اند/
آن مغاک/و او کز بلندا/ درخشنده است/ظلمت فراز رفته/
نور اما هبوط کرده است/خسته مشو ای خرد/تن در مده ای عشق/
مرگ چشنده زندگی ست/زندگی چشنده مرگ/آوردگاه وحشت
گسترده است/خسته مشو ای خرد/تن در مده ای عشق/چه بشکوه این
عشق/چه بشکوه این خرد/عشق واره شد/خرد در جست و جویش
(2)
روح انوشه خوشبو/پرورد بغان را/با زمین و درختان/چشمه های روشن/گیاهان
ستوده/کوههای رخشان/پژواک گر و بغ چهر/آرام گه گوهران
(3)
ای توانا پدر/که ارزانی آفرینی/از هر دهان/ای یزدان را پسر/که بیدار کردی جانم
را/از خواب/ای چراغ روشن/که دل و چشمم را روشن کردی/ای مرا مهر کامل
دست و دهان و اندیشه/ای شهزاده نیزه بالا/مرا زیرکی و نشان پیروزی/تویی
(4)
ای آموزگار بزرگ/ای شبان/ای چراغ بزرگ/که خاموش شدی/شتابان/سیه شد
ما را چشم/سست و تیره/ای گرد رزمجو/که سپاه را هشتی/ای درخت بزرگ/
که شاخسارت بشکست/لرزش افتاد بر مرغانی/که شان آشیانه ویران شد
/ای خورشید بزرگ/که از کیهان فرو شدی/تار شد ما را چشم/
با کوه ها و دره ها
سیزده بدر
انسان ایرانی گمان می برد که عمر جهان ۱۲ هزار سال است و در پایان آن،
جهان به پایان خواهد آمد و هستی به سوی نور و جاودانگی رهسپار می شود.
دکترمهرداد بهار، نیز ضمن نقل افسانه ای یادآور می شود که « توجیه اساتیری
سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله هستی، بهترین توجیهی به
نظر می رسید که در چارچوب اعتقادات کهن می گنجید».مهرداد بهار
می نویسد: « نحسی سیزدهم عید نشان فروریختن واپسین جهان و نظام
آن بود ».به نوشته او جشن های دوازده روزه آغاز سال نيز با اين سال دوازده
ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در اين
دوازده روز پيش می آمد، سرنوشت سال خود می انگاشت. « از پيش از نوروز
انواع دانه ها را می کاشتند و هردانه ای که در طی اين دوازده روز بهتر رشد
می کرد، آن دانه را برای کاشت آن سال به کار می بردند و گمان داشتند اگر
روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت».به اين
ترتيب همان گونه که پس از دوازده هزار سال، جهان به پايان می آمد و
آشفتگی نخستين باز می گشت، دوازده روز جشن نوروز نيز، يک روز آشفتگی
در پی داشت و آن روز، روز سيزده نوروز بود.

