تبليغاتX
خودکار کم رنگ - يادداشت هايي پراكنده بر مكتب فرانكفورت قسمت دوم

خودکار کم رنگ

به آموزگار شعر شمال زنده ياد تيرداد نصري

با ناكام ماندن  حركت ها و دگرگوني های کارگری و پيدايش و موفقيت

 

حزب های دارای گرايش هاي راست و فاشیسم در اروپا بعد از اتمام جنگ

 

بين الملل اول ، گروهي از متفكرين مارکسیست به اين نظريه متمايل شدند

 

که چون ممكن است تاریخ بر اساس قدرت هاي ملموس به حركت نيفتد لذا به

 

همين علت احتمال دارد ناراستي و كمبود هاي اساسي اي در نظريه هاي

 

مارکسیسم ارتدکس يافته شود.

 

بعضي از نظريه پرداز هاي مکتب فرانکفورت از قبيل کرش، آنتوني گرامشی و

 

گيورگ لوکاچ، ناموفق بودن حركت هاي کارگری و موفقيت فاشیسم در اروپا را

 

از علامت هاي ازبين رفتن مارکسیسم می دانستند و دوباره نگري تيوري هاي

 

آن از طريق رجوع به نظريه هاي فلسفي هگل را ضروري احساس مي كردند.

 

اين گونه شد كه قسمت زيادي از نظريه هاي مارکسیستی سال هاي بعد از

 

جنگ جهاني دوم محصول رجوع به فلسفه هگل بوده است.به روايت ديگر

 

می شود این بازگشت به سنت فلسفي هگل را شبيه جوابي در مقابل

 

محتاج بودن روشنفکران نيومارکسیست به روايت نوينی از مارکسیسم

 

کلاسیک و به خصوص ارتباط بين تيوري و اجراي آن در وضعيت به وجود آمده

 

پس از جنگ بين الملل اول دانست.تلاش جهت تجديد حيات مارکسیسم با

 

محوريت نگرش هاي ایده آلیستی و دیالکتیک فلسفی هگل، در نظريه هاي

 

متفكرهايي مانند ماركس هورکهایمر و هربرت مارکوزه رونق يافت.

 

انديش مندهاي مکتب فرانکفورت به نتيجه مثبت نرسيدن حركت هاي

 

اصلاح طلبانه سوسیالیستی و ترويج روز افزون گرايش به حركت های

 

فاشیستی را به علت برداشت هاي ناصحيح از اندیشه های كارل مارکس

 

توسط مارکسیست های ارتدکس و اکونومیست می دانستند.

 

تيوري پرداز هاي مارکسیست جديد، مانند ماركس هورکهایمر، تيودورآدرنو و

 

هربرت ماکوزه، هر دگرگوني و تحول را مشروط به خواست  خواهان هاي

 

دگرگوني و تحول  دانسته و تمايل به جبر تاریخی كارل مارکس را اشتباه

 

می دانستند.

 

نظريه مکتب فرانکفورت که به «مارکسیسم فلسفی» شهرت يافت،به شدت در

 

برابر پوزيتيويسم ايستادگي نمود و آن را به شدت مورد انتقاد قرار داد، آن ها

 

بيان نمودند که علوم انسانی و پوزتیویستی فقط به مطالعه «آن چه وجود دارد»

 

مي پردازد و از تجزيه و تحليل «آن چه لازم است باشد» به دليل رعايت

 

بی طرفی علمی، دوري مي جويد لذا سبب به وجود آمدن حكومت سلطه

 

گشته و عقلانیت ابزاری با تسلط بر تمام زواياي حيات انساني او را تا اندازه

 

یک شی مسخ شده پايين مي آورد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 15:0  توسط خودکار کم رنگ  |