نگاهی به مقاله ((نشانه یابی تفکرات بنیامین در پساغزل))
نوشته :جناب آقای ناصر آسیابانی
مقاله جناب آقای آسیابانی را در آدرس ذیل می توانید بخوانید:
http://pasaghazal.persianblog.ir/
خب نام مقاله را که دیدم در نگاه اول برایم بسیار خواندنی و جالب آمد زیرا در خصوص آراء ((والتر بنیامین)) بسیار جستجو نموده ام و مشتاق خواندن مطالب دیگری در رابطه با او هستم لذا به خودم گفتم بخوانم و ببینم چگونه از تفکرات (که جمع تفکر است و به سلسله عقاید یک نفر گفته می شود )والتر بنیامین در پسا غزل نشانه هایی می یابند(جناب آقای نویسنده محترم مقاله).
با هم متن را می خوانیم و جلو می رویم.
مرقوم فرموده اند که :(( در پسا غزل( به خصوص اشعار مریم حقیقت) رد پای تفکرات فلاسفه ی بزرگ و همینطور نظریه پردازان مختلف هنری دیده می شود. سعی من در این مقاله بر آن است تا رد پایی از تفکرات فیلسوف بزرگ آلمانی والتر بنیامین درپسا غزل را بیابم. البته لازم به ذکر است که حقیر به این مسئله کاری ندارد که شاعر با تفکرات بنیامین آشنا هست یا نیست ، فقط آنچه را که در شعرش نمود دارد به وسیله ی این جانب آشکار می شود.))
به چند سطر پائین خوب توجه بفرمائید(در خصوص نحوه تحقیق نویسنده محترم مقاله) :
1_ در پسا غزل( به خصوص اشعار مریم حقیقت) رد پای تفکرات فلاسفه ی بزرگ و همینطور نظریه پردازان مختلف هنری دیده می شود.
2_ سعی من در این مقاله بر آن است تا رد پایی از تفکرات فیلسوف بزرگ آلمانی والتر بنیامین درپسا غزل را بیابم.
3_. البته لازم به ذکر است که حقیر به این مسئله کاری ندارد که شاعر با تفکرات بنیامین آشنا هست یا نیست ، فقط آنچه را که در شعرش نمود دارد به وسیله ی این جانب آشکار می شود.))
نتیجه این چند سطر این می شود که قرار است بزرگواری به نام جناب آقای ناصر آسیابانی (( در پسا غزل( به خصوص اشعار مریم حقیقت))...(( رد پایی از تفکرات فیلسوف بزرگ آلمانی والتر بنیامین))بیابند. پس در پسا غزل که نماینده واقعی اش سرکار خانم مریم حقیقت است رد پایی از تفکرات والتر بنیامین یافته شده است (توسط نویسنده ارجمند مقاله)به استفاده از واژه(( تفکرات)) و ((در پسا غزل))اصرار دارم که بسیار توجه فرمائید چون حرف از یک یا دو نکته از والتر بنیامین نیست بلکه تفکرات والتر بنیامین مطرح است و دایره تحقیق هم به وسعت یکی دو بیت یا یک یا دو غزل نیست بلکه مطابق نوشته نویسنده مقاله در کلیتی به نام پسا غزل به خصوص اشعار سر کار خانم حقیقت می باشد.
اصرار بنده در این ابتدای نوشتار بر سر بعضی مطالب بی دلیل نیست در ادامه متوجه خواهید شد.
خواندن مقاله را ادامه می دهیم.
اول) تفکرات والتر بنیامین(به زعم نویسنده عزیز و بزرگوار) را که در مقاله آمده جدا می نمایم:
((1_ « اثر هنری بیانگر حقیقت است و نه حامل آن. کار هنری فراخوانی است به دگرگونی و نه نتیجه ای ، یعنی ناگزیر است که چیزی را ویران کند تا بتواند نشان دهد که حقیقت کجاست.»
2_ بنیامین درباره ی آثار کافکا می نویسد « برای رعایت عدالت در مورد سیمای آثار کافکا در وجود ناب آن ها و در زیبایی ویژه اشان نباید از یاد برد که این سیمای شکست است» .
3_ « هنر : تاریخ به روایت شکست خوردگان»))
دوم )دایره جستجو که پسا غزل است به خصوص اشعار خانم حقیقت را که به عنوان مثال در مقاله آمده جدا می نمایم:
1_((اصلاً بس است فلسفه اصلاً بس است شعر
حالا صدای جاری این بی کس است شعر))
2_(( اصلاً تمام شعر خودم را شکستم
من مریمم حقیقت تلخی که ... نیستم))
3_ ((چقدر پر شده شهری که مادرش نازاست
چقدر پر شده از این کنایه ها دختر
چقدر پر زده سمتی که هشتمین در بود
رسید مژده که آهو ... که گوش شیطان کر))
4_(( من مریمم حقیقت تلخی که نیستم
حتی به روی شانه ی شیطان گریستم))
5_(( دارد درون گیج خودش .../ راه می رود
دارد درون گیج خودش... آه می رود
تا یک جهان تازه بسازد برای تو
تا از خودش جنازه بسازد برای تو))
خب دوستان عزیز تفکرات والتر بنیامین را خواندید و ایضن موارد مثالی که از پسا غزل در مقاله آورده شده است.سوال های اینجانب این است که:
الف) آیا نمی شود این به نظر نویسنده محترم و بزرگوار((تفکرات والتر بنیامین)) را که بسیار کلی هم هستند در شعر خیل عظیمی از اطرافیان مان بیابیم؟
ب)آیا درست است که ما در نام مقاله بنویسیم ((نشانه یابی تفکرات بنیامین... )) بعد در نوشته خود تنها حدود شش سطر(سه نظر کوتاه) از این فیلسوف یهودی آلمانی به عنوان تفکراتش مثال بیاوریم؟
پ)قرار بود تحقیق در دایره پسا غزل به خصوص اشعار خانم حقیقت صورت پذیرد ولی عملن همان گونه که ملاحظه می فرمائید تنها به آوردن هفت بیت از سرکار خانم حقیقت اکتفا شده آیا پسا غزل فقط هفت بیت از سرکار خانم حقیقت است؟
ت)آیا قرار بود دایره تحقیق همین هفت بیت باشد پس چرا در عنوان مقاله پسا غزل نوشته اید؟
ث)مگر در اموری که کلی است و نمونه هایش را می شود از خیلی جاها به عنوان شاهد مثال آورد می توانیم این گونه عمل نماییم و مقاله بنویسیم؟
ج)خوب است خود نویسنده ارجمند در مقاله نوشته اند که :(( البته از ابتدای شروع مقاله به این فکر نبوده ام ولی الان که دارم می نویسم به این فکر می کنم که چقدر این باحضرت مولانا هم خوانی دارد که می فرماید:« والله که من از شعر بی زارم ، من از کجا شعر از کجا» آیا مشابه همین عقاید را در کسان دیگری نیز نمی توانیم بیابیم؟اگر یافتیم باید مقاله بنویسیم به این شکل آن هم در خصوص کلیاتی که زیاد از آن گفته شده است و افراد زیادی را می توانیم بیابیم که چنین نظراتی دارند پس با تغییر عنوان مقاله و چند سطر نظر والتر بنیامین با همین شعرهای مثال زده شده نمی شود نوشت نشانه یابی تفکرات مولانا در پسا غزل؟
ابتدا گمان نمودم که این مقدمه یک مقاله است اما دیدم که نویسنده در جائی ننوشته که این مقاله ادامه دارد حتی نوشته است که:(( نکته ی مهمی که باید در پایان به آن اشاره کنم...))نتیجه این که هنوز آغاز نشده پایان یافت.
از این دوستدار ادبیات که تلاش نمودند سپاس گزارم و برای تلاشش ارزش قایلم ولی این انتقاد را جائز می دانم بیان نمائم که برادر بزرگوار اگر می خواستید مقاله بنویسید درستش را می نوشتید فکر نکرده اید که همه خواننده های مقاله شما کم سواد نیستند؟خودتان چند بار این مقاله را خواندید واقعن این مقاله را ریشه یابی تفکرات والتر بنیامین در پسا غزل می دانید؟عزیز من دنیا به سمت تخصصی شدن پیش می روند و قرار هم نیست همه افراد بشر در تمام علوم متخصص باشند وقت برای نوشتن بسیار است شما هم جوان هستید بیشتر بخوانید و عمیق تر تحقیق بفرمائید تا وقتی چند نفر مطلب شما را خواندند سطحی از آن نگذرند من چون نخواستم بی اعتنا از نیت خیرتان بگذرم نقایص را نشان دادم و گرنه می توانستم بی اعتنا رد شوم و تذکر ندهم تا شما در همین هوا بمانید.اهل فن شدن با عجله حاصل نمی شود با یک سال و دو سال و پنج سال و ده سال که نمی شود محقق شد وگرنه الان دنیا از شدت وجود محقق می ترکید.
از سرکار خانم حقیقت هم گله دارم زیرا ایشان خواننده وب سایت شان را دست کم گرفته اند نمی گویم به شعور خوانندگان شان توهین کرده اند ولی دیگر این قدر مطلب سطح پائین هم انتظار ندارم در وب سایتتان استفاده فرمائید.امیدوارم همه ما برای بهتر شدن هر روز بیشتر از قبل تلاش نمائیم و این نکته های اینجانب را این دوست بزرگوار و پر تلاش و جوان درد دل های یک برادر بزرگ تر بدانند که خیرش را می خواهد نه چیز دیگری که جهان با تمام وسعتش تعلق خاطری برایم ندارد مگر شادی دل انسانی را برآورم.
با احترام _ خودکار کم رنگ

