ناسازگاری و تناقض متن مقدس
نقض تكهای از متن مقدس به دلیل تناقض با تكهای دیگر، به قول فیلسوف
ها یك نوع نجات پدیدارها است یا به تعبیری دیگر یك نوع نجات
دادن دین از تناقضگویی محسوب میشود. شما زمانی تكهای از متن را
به نفع تكه دیگر كنار میگذارید كه نوعی ناسازگاری میان آن دو وجود
داشته باشد. بنابراین شما به نوعی سعی در عقلانیسازی دین كردهاید.
در حقیقت شما تلاش كردهاید كه اولین شرط عقلانیت را، كه همانا
سازگاری (Consistency )است، در دین ایجاد كنید. بنابراین كنار گذاشتن
تكهای از كتاب برای قبول تكهای دیگر، اعتراف به وجود ناسازگاری درونی
در آن متن است. در واقع دین داری در برابر عقلانیت خودبنیاد قرار میگیرد.
هنوز باور نداریم که ریشه مدرنیته در انسان گرایی است، دورانی که در آن
بشر مبنای همه چیز است و طبیعت و جهان اخلاقی و روابط قدرت، علم و
تکنولوژی همگی خاست گاه بشری دارند. زمانی در اروپای قرون
وسطایی همه ارزش ها به خدای مسیحی و تجسد تاریخی و خارجی
اروپا یعنی کلیسا ارجاع داده می شد، نظام ارزش گذاری و اخلاقی
و تمام نهادها و ساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی
مبتنی بر چنین انگاره خدا محورانه ای از عالم آدمی بود. اصحاب کلیسا،
با حذف گذشته غیرمسیحی اروپا، تمامی اسطورههای یونان و رم
باستان را با اسطورههای سامی ها جای گزین کرده بودند. در اروپا هر چند
مبدأ تاریخ مسیحی باقی ماند، «مدرنیته»، زمینه ي تکثر و تساوی ارزش
اسطورهها را فراهم آورد. به این ترتیب که اسطورههای یونان و رم باستان
را هم تراز اسطورههای مسیحیت قرار داد، و نوعی «تقدس زدائی»
از مسیحیت صورت گرفت. چرا که آغاز بشریت از انحصار خداوند ابراهیم
و آدم و حوا رها شد. برخلاف آن چه برخی شبه متخصصین مدرنیته
میگویند، مدرنیته به هیچ عنوان در تقابل با «سنت» قرار
نمیگیرد، بلکه مدرنیته در تقابل با گسست تحمیلی کلیسا قرار دارد،
که چندین سده از تاریخ مدون تمدن بشر را به دلیل
غیرمسیحی بودن حذف کرده بود.

