عقلانیت
پایداری تفکر مدرنیته به عقلانیت است. من اعتقاد دارم انسانی دارای تفکر
مدرنیته است كه معیار سنجیدن هرگونه رد و قبول، انكار و تایید، جرح و تعدیل،
تضعیف و تقویت را در درون خود قرار دهد. یعنی برای پذیرفتن یا رد کردن هر
گزاره و یا انکار و قبول هر باوری به مجموعه ادراك های خود توجه كند.
عقلانیت شاید معیار هر كس در درون اوست نه خارج از او.
البته این به معنای نیاموختن از دیگرها، زانو نزدن و شاگردی نكردن نزد
استادها، استفاده نكردن از تجربههای دیگرها و بیاعتنایی به دستاوردهای
بشر نیست. مجموعه دانش های به دست آمده طی ده ها قرن را در
اختیار داریم. همه این امكان ها وجود دارد اما معیار سنجش باید از آن
من باشد به این معنا كه من از شما میآموزم، در كلاسهای تان شركت
میكنم، كتابهای تان را میخوانم و با شما مشورت میكنم و در عین
حال به آزمایشگاه و طبیعت رجوع میكنم اما در نهایت برای رد یا پذیرش یك
سخن به مجموعه قوای ادراكی خود رجوع میكنم و این، معنای عقلانیت
است. بنابراین در ساخته و پرداخته شدن این ترازو همه این عوامل نقش
دارند اما در نهایت، با این ترازو باید همه باورها و گزارهها وزن شوند.
به اعتقاد من مدرنیته از زمانی آغاز شد كه عقلانیتی بدین معنا یعنی
خوداندیشی و یا داوری استقلالی پدید آمد.

